۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۱۳, پنجشنبه
۱۳۸۹ فروردین ۱۱, چهارشنبه
۱۳۸۸ اسفند ۲۷, پنجشنبه
۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه
در زندگي بعدي من ميخواهم در جهت معکوس زندگي کنم.
با مردن شروع ميکني و ميبيني که همه چيز خيلي عجيب است.
سپس بيدار ميشوي و ميبيني که در خانه سالمندان هستي! و هر روز که ميگذرد حالت بهتر ميشود.
بعد از مدتي چون خيلي سالم و سرحال ميشوي از آنجا اخراجت ميکنند! بعد از آن ميروي و حقوق بازنشستگيات را ميگيري. وقتي کارت را شروع ميکني در همان روز اول يک ساعت مچي طلا ميگيري و يک ميهماني برايت ترتيب داده ميشود (ميهماني اي که موقع بازنشستگي براي شما ميگيرند و به شما پاداش يا هديه ميدهند).
40 سال آزگار کار ميکني تا جوان شوي و از بازنشستگيات!! لذت ببري.
سپس حال ميکني و الکل مينوشي و تعداد زيادي دوست دختر خواهي داشت. کمي بعد بايد خودت را براي دبيرستان آماده کني.
سپس دبستان و بعد از آن تبديل به يک بچه ميشوي و بازي ميکني. هيچ مسووليتي نداري. سپس نوزاد ميشوي و آنگاه به دنيا ميآيي. در اين مرحله 9 ماه را بايد به حالت معلق در يک آب گرم مجلل صفا ميکني که داراي حرارت مرکزي است و سرويس اتاق هم هميشه مهيا است، و فضا هه هر روز بزرگتر ميشود، وااااي!
و در پايان شما با يک ارضاء به پايان ميرسيد.
مي بينيد که حق با بنده است.
با مردن شروع ميکني و ميبيني که همه چيز خيلي عجيب است.
سپس بيدار ميشوي و ميبيني که در خانه سالمندان هستي! و هر روز که ميگذرد حالت بهتر ميشود.
بعد از مدتي چون خيلي سالم و سرحال ميشوي از آنجا اخراجت ميکنند! بعد از آن ميروي و حقوق بازنشستگيات را ميگيري. وقتي کارت را شروع ميکني در همان روز اول يک ساعت مچي طلا ميگيري و يک ميهماني برايت ترتيب داده ميشود (ميهماني اي که موقع بازنشستگي براي شما ميگيرند و به شما پاداش يا هديه ميدهند).
40 سال آزگار کار ميکني تا جوان شوي و از بازنشستگيات!! لذت ببري.
سپس حال ميکني و الکل مينوشي و تعداد زيادي دوست دختر خواهي داشت. کمي بعد بايد خودت را براي دبيرستان آماده کني.
سپس دبستان و بعد از آن تبديل به يک بچه ميشوي و بازي ميکني. هيچ مسووليتي نداري. سپس نوزاد ميشوي و آنگاه به دنيا ميآيي. در اين مرحله 9 ماه را بايد به حالت معلق در يک آب گرم مجلل صفا ميکني که داراي حرارت مرکزي است و سرويس اتاق هم هميشه مهيا است، و فضا هه هر روز بزرگتر ميشود، وااااي!
و در پايان شما با يک ارضاء به پايان ميرسيد.
مي بينيد که حق با بنده است.
وودی آلن
۱۳۸۸ اسفند ۷, جمعه
دکتر ناصر کرمی :
1
-آدمی شده است رئیس پژوهشکده فرهنگستان هنر ایران. چه طمطراقی!چه عنوانی! این آدم اولین بار اسم احمد محمود و پرویز یاحقی را توی روزنامه همشهری از دهان ما شنید! ماجرایش مفصل است. بعداً جایی می نویسمش. مدتی دبیر گروه ادب و هنر روزنامه شده بود. یک بار در جریان مجادله ای به او گفتم: شما در تاریخ مطبوعات جهان یک استثناء هستید. آنقدر آدم با اعتماد به نفسی بود که گل از گلش شکفت و خواست که در این باره بیشتر توضیح بدهم. به او گفتم: شما اولین دبیر گروه ادب و هنر در تاریخ مطبوعات جهان هستید که هرگز حتی یک رمان نخوانده، هرگز به یک کنسرت موسیقی نرفته، هرگز به تئاترنرفته، هرگز به یک نمایشگاه نقاشی نرفته و احتمالاً هرگز هم به سینما نرفته!
2- شش جا را به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام کرده اند، اما به قول درویش به این شرط که درآن هیچ فعالیت مخرب محیط زیست ممنوع نباشد!
3- یک مدیر بلند مرتبه سازمان جنگلها و مراتع می گوید اوضاع به گونه ای است که قاچاق چوب در کشور خشکی مثل ایران به صرفه تر از واردات یا زراعت آن است. چون دولت به زراعت چوب کمک نمی کند و تعرفه سنگین باعث می شود هزینه ریسک قاچاق چوب از جنگل های روبه نابودی شمال کمتر از هزینه واردات آن باشد.
4- تونل ساخته اند به این درازی و پهنی، که انتهای آن می رسد به یک خیابان تقریباً مسدود.
5- خبرنگاري در شهرستان از یک مدیر سازمان محیط زیست پرسیده در حالی که به گفته خودتان در ایران پانصدهزار شکارچی دارای مجوز و دو برابر این تعداد شکارچی غیر قانونی هست (در ایران احتمالاً تعداد شکارچیان از تعداد جمعیت وحوش بیشتر است) چرا شکار را مدتی متوقف نمی کنید؟ وی پاسخ داده: چون تجربه نشان داده شکارچی ها اگر با محدودیت روبرو شوند، عصبانی شده و بیشتر شکار می کنند. این تحلیل کاملاً کارشناسی، عصاره سالها تحقیق و بررسی در زیستگاههای ایران است.
6- چون از بلندگوی هواپیمای خارجی به جای خلیج فارس گفته شده خلیج عربی، مهماندار را عملاً با اردنگی از کشور بیرون انداخته اند. چون مهماندار یونانی بوده در جای دیگری آدم دیگری مانع عرضه محصولات یونانی توی یک فروشگاه شده است. اگر یونان همسایه ما بود احتمالاً به این کشور جمله زمینی می شد. سالانه معادل حجم سه جزیره مورد مناقشه ایران خلیج فارس از خاک رویی و حاصلخیز کشور فرسایش یافته و به داخل این پهناب می ریزد. اینکه کشور ما در حال تبدیل به فرسوده ترین سرزمین دنیاســـت، مهم نیست، مهم این اســــــــت که آنجا كه این خاک به آن می ریزد، از سوی ساکنان نیمه جنوبی آن چه نامیده می شود.
7- در سال جهانی تنوع زیستی، هیچ کس به این فکر نمی کند که چرا در دو دهه جمعیت حیات وحش ایران نود درصد کاهش یافته است.
8- این فهرست را می شود تا بی نهایت ادامه داد، به شرط اینکه سر و کارتان بیفتدبا هر اداره و دفتر و دستکی از آموزش و پرورش بگیر تا دانشگاه، از ثبت احوال بگیر تا وزارت اقتصاد، از سازمان ورزش بگیر تا وزارت صنایع و معادن و ...
9- به راستی شعور یک کرم کدو به چه دردش می خورد، وقتی که اصلاً احتیاجی به استفاده از آن ندارد؟
1
-آدمی شده است رئیس پژوهشکده فرهنگستان هنر ایران. چه طمطراقی!چه عنوانی! این آدم اولین بار اسم احمد محمود و پرویز یاحقی را توی روزنامه همشهری از دهان ما شنید! ماجرایش مفصل است. بعداً جایی می نویسمش. مدتی دبیر گروه ادب و هنر روزنامه شده بود. یک بار در جریان مجادله ای به او گفتم: شما در تاریخ مطبوعات جهان یک استثناء هستید. آنقدر آدم با اعتماد به نفسی بود که گل از گلش شکفت و خواست که در این باره بیشتر توضیح بدهم. به او گفتم: شما اولین دبیر گروه ادب و هنر در تاریخ مطبوعات جهان هستید که هرگز حتی یک رمان نخوانده، هرگز به یک کنسرت موسیقی نرفته، هرگز به تئاترنرفته، هرگز به یک نمایشگاه نقاشی نرفته و احتمالاً هرگز هم به سینما نرفته!
2- شش جا را به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام کرده اند، اما به قول درویش به این شرط که درآن هیچ فعالیت مخرب محیط زیست ممنوع نباشد!
3- یک مدیر بلند مرتبه سازمان جنگلها و مراتع می گوید اوضاع به گونه ای است که قاچاق چوب در کشور خشکی مثل ایران به صرفه تر از واردات یا زراعت آن است. چون دولت به زراعت چوب کمک نمی کند و تعرفه سنگین باعث می شود هزینه ریسک قاچاق چوب از جنگل های روبه نابودی شمال کمتر از هزینه واردات آن باشد.
4- تونل ساخته اند به این درازی و پهنی، که انتهای آن می رسد به یک خیابان تقریباً مسدود.
5- خبرنگاري در شهرستان از یک مدیر سازمان محیط زیست پرسیده در حالی که به گفته خودتان در ایران پانصدهزار شکارچی دارای مجوز و دو برابر این تعداد شکارچی غیر قانونی هست (در ایران احتمالاً تعداد شکارچیان از تعداد جمعیت وحوش بیشتر است) چرا شکار را مدتی متوقف نمی کنید؟ وی پاسخ داده: چون تجربه نشان داده شکارچی ها اگر با محدودیت روبرو شوند، عصبانی شده و بیشتر شکار می کنند. این تحلیل کاملاً کارشناسی، عصاره سالها تحقیق و بررسی در زیستگاههای ایران است.
6- چون از بلندگوی هواپیمای خارجی به جای خلیج فارس گفته شده خلیج عربی، مهماندار را عملاً با اردنگی از کشور بیرون انداخته اند. چون مهماندار یونانی بوده در جای دیگری آدم دیگری مانع عرضه محصولات یونانی توی یک فروشگاه شده است. اگر یونان همسایه ما بود احتمالاً به این کشور جمله زمینی می شد. سالانه معادل حجم سه جزیره مورد مناقشه ایران خلیج فارس از خاک رویی و حاصلخیز کشور فرسایش یافته و به داخل این پهناب می ریزد. اینکه کشور ما در حال تبدیل به فرسوده ترین سرزمین دنیاســـت، مهم نیست، مهم این اســــــــت که آنجا كه این خاک به آن می ریزد، از سوی ساکنان نیمه جنوبی آن چه نامیده می شود.
7- در سال جهانی تنوع زیستی، هیچ کس به این فکر نمی کند که چرا در دو دهه جمعیت حیات وحش ایران نود درصد کاهش یافته است.
8- این فهرست را می شود تا بی نهایت ادامه داد، به شرط اینکه سر و کارتان بیفتدبا هر اداره و دفتر و دستکی از آموزش و پرورش بگیر تا دانشگاه، از ثبت احوال بگیر تا وزارت اقتصاد، از سازمان ورزش بگیر تا وزارت صنایع و معادن و ...
9- به راستی شعور یک کرم کدو به چه دردش می خورد، وقتی که اصلاً احتیاجی به استفاده از آن ندارد؟
۱۳۸۸ بهمن ۲۹, پنجشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)



